مدیر.بیز
۱۴ آذر ۱۳۹۴

جایگاه سازی یا موضع یابی برند ( قسمت اول )

Brand-Positioning-Strategy Brand-Positioning1
هنگامی که برند (نام تجاری) خود را تعریف می کنید، گام مسلم بعدی، تثبیت موقعیت آن برند (جایگاه سازی برند) است، جایگاه سازی یک برند، تمام ویژگی هایی است که شما برای نام تجاری خود تعریف و طراحی کرده اید و این ویژگیها همانند یک نقاشی در ذهن مخاطبان شما جای گرفته است.
اما چگونه و طی چه فرایندی می توانیم جایگاه مناسبی را ذهن مشتری بدست آوریم! همه ی ما اهداف را دوست داریم و به دنبال خلق برند به عنوان یک هدف هستیم اما فرایند کارآمد و مفید برای تدوین برنامه ای مدون دستیابی به برند را مورد توجه قرار نمی دهیم پس در ادامه در نظر داریم مراحل 7 گانه برای برنامه ریزی و دستیابی به جایگاه مناسب برند را با یکدیگر مرور نماییم.
گام اول در جایگاه یابی برند: شناسایی مجموعه ای از محصولات رقابتی
در سطوح مختلف و بسیاری می توان از تجزیه و تحلیل های موضع یابی استفاده کرد: سطح شرکت ، سطح واحد فعالیت ، سطح طبقه محصول ، سطح خانواده خاصی از محصولات یا سطح نام تجاری خاص. در سطح شرکت یا واحد فعالیت ، از چنین تجزیه و تحلیل هایی می توان برای تعیین نحوه جا افتادن یک شرکت یا یک واحد فعالیت در بازار در مقایسه با رقبایشان استفاده نمود.
در سطح طبقه محصول ، این تجزیه و تحلیل به بررسی نظرات مشتریان درباره انواع محصولاتی می پردازد که از نظر آنها جایگزین یکدیگرند و می توانند نیاز اساسی یکسانی را برآورده سازند. مثلا فرض کنید که یک شرکت دارد معرفی و عرضه یک نوشیدنی جدید مناسب صبحانه را بررسی می کند. این محصول جدید باید با دیگر غذاهای صبحانه مثل تخم مرغ ، سوپ جو ، پنیر و حتی لقمه های نان و پنیر رقابت کند. برای درک موقعیت این محصول جدید در بازار ، مدیر بازاریابی بر اساس ویژگی های تعیین کننده کلیدی مختلف می تواند نظرات مصرف کننده را در خصوص این محصول جدید و در مقایسه با دیگر محصولات جایگزین موجود جویا شود و به دست آورد.
وقتی که رقبا نام های تجاری مختلف و متعددی را به یک طبقه محصول می افزایند؛ از تجزیه و تحلیل موضع یابی در سطح محصول یا سطح نام تجاری می توان برای درک بهتر دلیل جذاب بودن برخی نام های تجاری نزد مشتریان، برای موضع یابی محصولات یا نام های تجاری جدید یا ارتقای جایگاه محصولات یا نام های تجاری موجود ، و برای شناسایی فرصت های رقابتی جدید استفاده نمود.
در هر سطحی که تجزیه و تحلیل موضع یابی انجام بشود ؛ نحوه انتخاب محصولات (یا طبقه محصولات یا شرکت ها) توسط فرد تحلیلگر ، بسیار مهم و حیاتی است. آن دسته از تحلیلگرانی که محصولات جایگزین مهم یا رقبای بالقوه را نادیده می گیرند ممکن است شرکت را در معرض خطر مواجهه با رقابت های پیش بینی نشده قرار بدهند.
گام دوم در جایگاه یابی برند : شناسایی ویژگی های تعیین کننده
موضع یابی را می توان بر اساس انواعی از ویژگی ها انجام داد، برخی از آنها که دارای ویژگی ها یا منافع مطلوب و مناسب به عنوان یک معیار موضع یابی برخوردارند به جای دیگر ویژگی ها استفاده می شوند. انواع متداول مبانی موضع یابی عبارتند از:
جذابیت فیزیکی: جذابیت های فیزیکی اغلب در موضع یابی فیزیکی محصول و بنابراین در رابطه با محصولات صنعتی استفاده می شوند.
منافع: مثل جذابیت ها، مستقیما به یک محصول مرتبط می باشند.
کاربرد: که شامل استفاده نهایی، جمعیت شناختی، روانی یا رفتاری و محبوبیت است.
انتساب(اصل و نسب): شامل کسی که آن را می سازد.
فرآیند تولید: اغلب سوژه تلاش های موضع یابی یک شرکت است.
اجرا: به عنوان یک مبنای موضع یابی به وسیله برخی از تولید کنندگان پوشاک که می گویند لباس های ورزشی شان تنها از پشم خالص است استفاده می شود.
ظهرنویسی ها: ظهرنویسی ها دو نوع اند، ظهر نویسی های صورت گرفته توسط متخصصین و ظهرنویسی هایی که به منظور ترغیب حسن تقلید مشتری صورت می گیرد.
مقایسه: مقایسه با یک محصول رقیب کار رایجی است.
موضع یابی زیست محیط دوست: به دنبال آن است که از شرکت تصویر یک شهروند خوب را جا بیندازد.
کلاس محصول: مثل وقتی که قهوه خشک شده به عنوان یک نوع محصول جدید و متفاوت در مقابل قهوه عادی یا فوری معرفی شد.
قیمت/کیفیت: قیمت ارزان به همراه کیفیت خوب.
کشور یا حوزه جغرافیایی: پسته ایران ، خاویار ایران.
مصرف کنندگان می توانند از ویژگی های زیادی برای ارزیابی محصولات یا نام های تجاری استفاده کنند اما تعداد کمی از این ویژگی ها بر انتخاب مشتری تاثیر می گذارند، زیرا مصرف کنندگان تنها از آن ویژگی هایی که می شناسند برای ارزیابی استفاده می کنند. هر قدر متغیر بیشتری در ارزیابی یک محصول استفاده شود، احتمال سردرگمی و حتی بی اعتمادی مصرف کننده بیشتر می شود. فعالیت موضع یابی باید تا حد امکان به شکلی ساده انجام شود و به هر قیمتی از پیچیده شدن این فرآیند باید جلوگیری نمود.
هنگام استفاده از یک یا چند ویژگی به عنوان مبنایی برای موضع یابی باید به خاطر داشت که اهمیت قائل شده برای هر ویژگی اغلب متفاوت از اهمیت داده شده برای ویژگی های دیگر است. حتی یک ویژگی مهم نیز ممکن است تاثیر زیادی روی انتخاب مشتری نداشته باشد، اگر از نظر او همه نام های تجاری موجود در بازار از حیث آن ویژگی تقریبا یکسان باشند.
گام سوم در جایگاه یابی برند : جمع آوری اطلاعات مربوط به نظرات مشتریان درباره محصولات موجود در محیط رقابتی
مدیر بازاریابی پس از انتخاب یک سری محصولات رقابتی ، می باید بداند کدام ویژگی ها برای بازار هدف تعیین کننده اند و همچنین طبقه محصول در دست بررسی را نیز می باید بشناسد. او همچنین می باید نظر مشتریان درباره محصولات مختلف در محیط رقابتی را با توجه به این ویژگی ها بداند. این اطلاعات بازار را باید در وهله نخست از طریق انجام تحقیقات کیفی، مصاحبه یا گروه های کانونی ، به دست آورد تا مشخص شود که کدام ویژگی ها، تعیین کننده اند. سپس به منظور جمع آوری اطلاعات مربوط به امتیاز محصولات رقابتی از حیث این ویژگی ها ، می باید تحقیقات کمی – شاید نظر سنجی از مصرف کنندگان- صورت پذیرد.
گام چهارم در جایگاه یابی برند: تجزیه و تحلیل موقعیت فعلی محصولات در محیط رقابتی
فارغ از اینکه فرایند موضع یابی درباره یک محصول جدید هنوز معرفی و عرضه نشده صورت می گیرد یا درباره موضع یابی مجدد محصولی که موجود است ، مهم آن است که درکی روشن از موضع یابی محصولات رقابتی انتخاب شده صورت بگیرد. یک ابزار مفید برای انجام چنین کاری استفاده از شبکه موضع یابی یا نقشه ادراکی است. شبکه موضع یابی نمایش و ارائه بصری از موقعیت های محصولات یا نام های تجاری مختلف در محیط رقابت با توجه به دو ویژگی تعیین کننده، فرآهم می آورد.
بنابر تعریف، نام تجاری ای که مصرف کننده آن را نمی شناسد، نمی تواند جایی را در ذهن آن مصرف کننده اشغال کند. اغلب مشتری سه یا تعداد کمتری از نام های تجاری موجود در یک طبقه محصول را خوب می شناسند، با وجود اینکه تعداد نام های تجاری موجود بیش از ۲۰ تا می باشد.بنابراین بسیاری از نام های تجاری جایی در ذهن و خاطر بسیاری از مصرف کنندگان ندارند. بنابراین اولین قدم در کسب جایگاهی متمایز و بارز برای یک نام تجاری ، آگاه کردن بازار و معرفی آن نام تجاری است. به این منظور باید نام تجاری را دائما و موکدا همراه یک یا چند مفهوم موثر بر تصمیم خرید مصرف کننده تبلیغ نمود. با ایجاد رابطه قوی بین یک نام تجاری و تعداد محدودی از ویژگی ها می توان جایگاهی برجسته برای یک نام تجاری ایجاد کرد. تعیین ویژگی هایی که بر اساس آنها جایگاه محصول مشخص می شود ، دستاورد اصلی فرآیند موضع یابی بازار و محرک اساسی استراتژی ارتباطات بازاریابی و همچنن استراتژی کلی شرکت است که نهایتا طراحی و اجرا می شوند. بدون داشتن اطلاعات شفاف درباره موقعیت مورد نظر محصول ، آژانس های تبلیغاتی ، کارکنان فروش و دیگر افراد دست اندرکار در آگاه کردن مردم و شناساندن محصول به بازار؛ انجام این کار مهم به دشواری صورت خواهد گرفت.
منبع : mrvisitor.ir


ثبت دیدگاه
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.



نام: *
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
بازگشت به مقالات برندینگ