مدیر.بیز
۱۳۹۳/۱۰/۳۰

نقش مدیران در ایجاد شادی و نشاط و روحیه عالی در محیط کار و زندگی

17d3176914cdbe6934cc2f82969d56d4
در شرایط کنونی ، حجم زیاد کار و یا فشارهای مالی موجود در جامعه باعث شده که مردم از مدیران ارشد گرفته تا پرسنل یک مجموعه ، بصورت یک ماشین برنامه ریزی شده (روبات) عمل کنند. در این حالت خصوصیات انسانی از جمله آرامش ، صمیمیت ، صداقت ، عزت نفس و خصوصیات زیبای انسانی دیگری مثل عشق کمرنگ و در مواردی ناپدید شده است و در بعضی موارد روابط ناسالم و حیوانی بیشتر دیده می شود.
از طرفی توجه مراکز آموزش به آموزشهای مربوط به تکنولوژی ، سبب شده تا ارتباط زیبای انسانی به حداقل کیفیت خود تنزل پیدا کند.
در کشورهای صنعتی پیشرفته ، مدیریت معنوی یکی از آموزشهای بسیار مهم و ارزشمند هم از نظر معنوی و هم از نظر مادی به حساب می آید که در این سیستم مدیریت بر روی خصوصیاتی از جمله عزت نفس ، صمیمیت ، شور و شوق در بین پرسنل محیط کار و زندگی می باشد. بدیهی است دور شدن از فضای معنوی و تمرکز بیش از حد بر مسائل مربوط به تکنولوژی ، مانع از بیدار سازی روحی شاد و با نشاط در محیط کار می گردد.
از آنجایی که نیروی انسانی یک سازمان ارزشمندترین سرمایه آن سازمان محسوب می شود گسترش فرهنگ سالم اندیشی ، قدردانی و تقویت روحیه متقابل لازم است که در برنامه ریزی آموزشی سازمانها در نظر قرار گیرد.
به نظر می رسد با گسترش فرهنگ پیشگیری و درک مفاهیم روح و روان نیروی انسانی می توان از ایجاد ناراحتی های عصبی و روانی و بدنبال آن بیماریهای جسمی و ذهنی جلوگیری کرد.
آنچه تاکنون در زمینه رشد روحیه انجام قدرتمندانه کار تاکنون شنیده ایم عموماً بصورت تئوری بوده است و در این مجموعه از مقالات در نظر داریم که با به اجرا درآوردن راهکارهای عملی ، فضایی شاد و لذت بخش را بطور سالم ایجاد کنیم.
بنا بر تحقیقات معتبر بدست آمده ، گسترش علوم مدیریت معنوی می تواند حداقل ۳ برابر راندمان کاری پرسنل را ارتقاء دهد در این راستا تنها دو چیز لازم داریم.
توکل به روح الهی خداوند در وجودمان ، حمایت او و همکاری مسئولین تصمیم گیرنده و پرسنل در حال کار ، تا بجای صرف هزینه های کلان برای درمان افسردگیها ، اضطرابها و برطرف کردن بزهکاریها و مواردی مثل سوء مصرف مواد مخدر ، جامعه ای پاک و در سطحی بالاتر ، ایرانی پاک را بوجود آوریم.
با ایجاد احساسی خوب نسبت به خودمان می توانیم از نتایج اعمال مان نیز بهره مند شده و لذت ببریم. ولیکن نتایج خوب یک سازمان و رشد آن که وابسته به همکاری و هماهنگی و صمیمیت و صداقت بین پرسنل می باشد متأسفانه در جامعه ما بسیار کمتر بین اعضاء یک سازمان دیده می شود.

چگونه کرامت نفس می تواند سبب موفقیت در مدیریت دیگران شود؟

مدیر یک مجموعه ، می تواند با اندیشه های سالم اش محیطی شاد ، با نشاط و با بهره وری بالا را بوجود آورد و همین مدیر می تواند با اندیشه های تنگ نظرانه یا بدور از عزت نفس ، افسردگی ، اضطراب و در پی آن سردردهای میگرنی ، زخم معده ، بدخوابی ، حمله های قلبی و حتی سرطان را بوجود آورد.
شاید در نگاه اول این مسئله عجیب به نظر برسد ولیکن با بالا بردن سطح آگاهی مان نسبت به انرژی ها ، هاله ها و چاکراهای موجود در هر انسان ، پی می بریم که انرژی منفی و کثیف ، غده سرطانی و بیماری هایی از این قبیل می شوند همچنین انرژی تمیز سبب زیبایی ، شادابی ، نشاط و بالا رفتن روحیه مثبت در افراد. چنانچه پرسنل هر کدام منتظر تغییری در مدیر باشند و مدیر آن را نپذیرد ، مسلماً آنکه بیشترین آسیب را می بیند خود شخص (پرسنل و خانواده او) خواهند بود ، پس بنظر می رسد که جدا از نظر و اندیشه سالم مدیر ، خود شخص نیز می تواند با کنترل بر ذهن خود روحیه مثبتی را با سطحی از عزت نفس بالا در خودش ایجاد کند و با مدیریت روحیه خود و دیگران جامعه ای شاد را بوجود آورد.

عزت نفس را انتخاب کنید وگرنه دچار مشکل نفس خواهید شد

از نظر جنیفر جیمز انسان شناس فرهنگی ، ما در چهار حالت می توانیم حس عزت نفس خودمان را گسترش دهیم :

تقدیر و طالع ما اولین منبع ماست :

که روی آنها هیچ انتخابی نداریم ، در حالی که بر روی عزت نفس افراد تأثیرگذار است. همانند اینکه ما از چه کسی بدنیا آمده ایم ، کجا بدنیا آمده ایم و از چه جنسیت و نژادی هستیم.

دومین منبع خانواده و بزرگسالان دیگری هستند که در دوران کودکی مطرح بودند :

یعنی آنکه شاخص ترین افرادی که در مراحل اولیه زندگیمان بودند و توانسته اند بر روی شکل گیری تصور ما از خودمان تأثیر بگذارند.

  سومین منشاء عزت نفس تجارب ما از زندگیمان را شامل می شوند :

که شامل تمامی شکستها و موفقیتهایی است که در زندگی کسب کرده ایم و آنها باعث می شوند که احساس ما بر زندگی ما شکل گیرد.

چهارمین منشاء برداشت ما از ۳ منشاء قبلی است :

این مورد مهمترین منشاء عزت نفس است زیرا که اگر سه مورد قبل را از دیدی مثبت بررسی کنیم تصویری مثبت از خود خواهیم داشت و در غیر اینصورت ذهنی منفی و گفتگوی درونی منفی حس ناخوشایندی را در ما بوجود می آورد.

بنابراین در رابطه با مورد اول :

تنها به نکات مثبت موارد بیندیشید به آنکس که از او متولد شده اید به آنجایی که در آن بدنیا آمده اید و به جنسیت و نژادتان عشق بورزید اگر مکانی که در آن بدنیا آمده اید از نظر شما ارزشمند بوده ، بسیار خوب و اگر مکانی حقیر بوده به خود ببالید که از امروز به بعد ، با ذهنیتی مثبت به مکانی ارزشمند ارتقاء پیدا کرده اید و یا با تغییر اندیشه تان ارتقاء پیدا می کنید و همین اصل را برای موارد دیگر.

در رابطه با مورد دوم :

به افرادی بیندیشید که به شما آموزشهایی داده اند ، که باعث رشد و ترقی تان شده اند تا زندگی شاد و با نشاطی را برای خودتان ایجاد کنید و اگر مواردی منفی بوده اند نیز از آنها به خوبی یاد کنید زیرا که به شما آموزشی داده اند که آن آموزش سبب شده تا خسارات و ضربه های بزرگتری را تجربه نکنید.

در رابطه با سومین مورد :

به موفقیتهایتان بیندیشید و از خود قدردانی کنید. موفقیت و کامیابی تان را با خودتان و دیگران (ترجیحاً آنانی که در این راه به شما کمک کرده اند) جشن بگیرید و شکستهایتان را به عنوان درسی در نظر بگیرید که باعث پیشرفت شما به گامی بالاتر شده است.
چنانچه هر یک از نیروهای انسانی از مدیر عامل یک سازمان تا کارمندان آن جامعه خود مدیریت احساسات و عزت نفس شان را به عهده گیرند ، کل آن مجموعه پیشرفتی ارزشمند پیدا خواهد کرد.

نفس عزت نفس در یک مدیر و اثر آن بر روی پرسنل

شک و تردید به خود همچنین کبر و غرور کاذب ویروسهای ذهنی هستند که اگر در ضمیر ناخودآگاه او جای گیرند. میزان تأثیرگذاری و سودمندیش به حداقل می رسد. مدیرانی که گرفتار حس تردید به خود هستند معمولاً افرادی دور از دسترس و عموماً متواری بوده و چندان نقش مؤثری ایفا نمی کنند.
این مدیران عموماً کارمندان را حتی زمانی که دستپاچه اند و نمی دانند که چه کار می کنند ، بحال خود رها می کنند آنان اطمینان و باور چندانی نسبت به خودشان و باورهایشان ندارند و بیشتر به افکار دیگران بها می دهند تابه افکار خودشان (مخصوصاً به تفکر آنهایی که برایشان خبرچینی می کنند) این افراد معمولاً به ندرت از کارمند نشان حمایت می کنند و بسیار کم ، بی پرده و صریح صحبت می کنند و در زمانهایی که تحت فشارند از موضع ضعف به قدرتمندترین افراد پناه می برند.
مشاورین این افراد معمولاً افرادی نالایق می باشند که بر اساس رابطه بیشتر و شایستگی کمتری در کنار مدیران قرار گرفته اند ، آنان در برخی موارد بر اساس سطح تحصیلات و مدرک شان آنجا را اشغال کرده اند نه بر اساس بزرگ اندیشی و ارزش های روحانی شان.

گروهی دیگر از مدیران ، افراد کنترل کننده ای هستند که با تکبر و غروری کاذب تسخیر شده اند. آنان حتی زمانی که نمی دانند چه می کنند نیاز مبرمی به اعمال قدرت و کنترل دارند حتی زمانی که برای همه واضح است که آنها در اشتباهند بر درستی و بر حق بودن خود پافشاری می کنند این افراد از کارمندان خود حمایت چندانی نمی کنند حتی اگر کسی نسبت به کارش علاقمند و با اعتماد باشد.

این دسته از مدیران چنین فردی را که بنظر ناهماهنگ می رسد کنار می گذارند اگر چه خود باید به او بپیوندد که دارای خصوصیات علاقمندی و اعتماد به کارشان می باشد.

عشق بی قید و شرط راه حلی ساده و مؤثر

برای ایجاد آسایش و راحتی و محیطی شاد و صمیمی لازم است که به عشق بی قید و شرط خداوند اجازه دهیم که در درونمان جاری شود و ما مجرای ارتباطی باشیم برای انتقال این انرژی مثبت از مبداء خداوند به مقصد تمامی کائنات.
اولین و مهمترین گام ایجاد این ویژگی ها بوجود ‌آمدن عشق بی قید و شرط است بدین معنی که افراد یک مجموعه همدیگر را بخاطر خودشان دوست بدارند ، بی توجه به وظیفه و کاری که انجام می دهند همانند دوست داشتن یک کودک بدون هیچگونه قید و شرط.
از گذشته خارج شویم ، نگران آینده نباشیم ، به حال بیاندیشیم و از این لحظه به بعد :

  از درون خودمان شروع کنیم :

خودمان بپذیریم و به این نگرش ایمان بیاوریم که بدون توجه به جایگاه شغلی و موقعیت کاری ما ، پیامهایی که دیگران بصورت پیشنهاد یا انتقاد به ما می دهند را در درجه اول با این در نظر بگیریم که این درس در دانشگاه زندگی ما ، برای پیشرفته خودمان از جانب استادمان خداوند بودجود آمده است.

  این ذهنیت را داشته باشیم که انسانها و تمامی کائنات خوب اند و تنها رفتار آنهاست که گاهی مشکل آفرین می شود. در نظر داشته باشید که منشاء تمامی خلقت بر اساس زیبایی ، پاکی و صداقت استوار است و چنانچه مواردی از جمله حسادت ، کینه و تکبر جایگزین بزرگ اندیشی ، بخشش و تواضع گردید این مسائل براحتی قابل تغییر کردن است با این باور که بنیاد وجودی فرد بر اساس خوبیها شکل گرفته است.

مهمترین مسئله در سازمانهای امروز ، تنفس روح الهی است

و در کلام آخر اینکه مهمترین مسئله در سازمانهای امروز مسئله تنفس روح الهی در بین انسانهاست. اگر می خواهیم سود مالی شرکت مان را بر اساس اصولی تغییر دهیم که نه تنها مدیران بلکه پرسنل تحت امر آنان نیز در عمل آنگونه اقدام کنند که کل سیستم مشتری پسند ، مقرون به صرفه ، سریع الانتقال ، قابل انعطاف و دائماً در حال رشد و توسعه فکری و عملی باشند. لازم است که بدانیم دیگر جایی برای افکار قدیمی و انسانهایی که با آن سیستم پوسیده مدیریتی می کنند وجود ندارند.
برای اتصال به روح پاک الهی بجز تجربه نزدیک به مرگ ، بیداری روحی از طریق تمرینات مراقبه (مدی تیشن) وجود دارد تا از درون احساس کنیم و درک کنیم که خداوند هیچ چیزی را بی ارزش خلق نکرده است. صحت ، درستی و عزت نفس از جانب خداوند بصورت پتانسیلی آماده استفاده در ما قرار داده شده و چنانچه هر فرد در هر جایگاه خودش گسترش دهنده فرهنگ سالم اندیشی شود می تواند با تغذیه شدن از عشق خداوند با اندیشه زیر آن عشق و شادمانی را در جامعه توسعه دهد ، به خصوص اگر کنترل کننده ذهنهای دیگران باشد.
پس برای لذت بردن از جامعه ای زیبااندیش لازم است که حداقل در دو نوبت یکی قبل از خواب و دیگری پس از بیدار شدن از خواب تصویر خود را همانند فیلمی ناطق در درونمان ببینیم و احساس خوشایندی را تجربه کنیم و خودمان را نسبت به گذشته مان در حال رشد ببینیم ، نه رشدی با ریا و متظاهرانه بلکه با قلبی پاک و آرام .
و با تمام وجودمان تکرار کنیم که :
من معلمی دوستدار و نمونه ای صادق از حقایق راستین می باشم ، حقایقی که به خودم و دیگران کمک می کند ، تا حضور خداوند را در زندگیمان بیدار کنیم.
و در پایان بیاد داشته باشید که خداوند در قرآن کریم خود (سوره الحجر ، آیه ۲۹ و ۳۰) به زیبایی هر چه تمامتر فرموده :
خداوند احوال هیچ امتی دگرگون نخواهد کند مدتی مگر آنکه آن قوم احوال خویش دگرگون نماید ز پیش
همواره یادمان باشد که همه ما خوبیم ولی بسیار بهتر از این هم می توانیم باشیم.
نویسنده : مهندس منصور همایونی نژاد


ثبت دیدگاه
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.



نام: *
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
 _          _____  _    
| |        / __  \| |   
| |_  _ __ `' / /'| | __
| __|| '__|  / /  | |/ /
| |_ | |   ./ /___|   < 
 \__||_|   \_____/|_|\_\
                        
                        
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
بازگشت به مقالات منابع انسانی