مدیر.بیز
۲۴ بهمن ۱۳۹۴

صندلی یک مدیر باید راحت باشد

Modir_biz_13941124-10
مطالعه این مقاله به مدیران عالی کمک می کند تا ذهن خود را در برابر بیماری شایع قفل ذهنی واکسینه کنند ! همه ما می دانیم که مدیران به سه گروه تقسیم بندی می شوند . مدیران عالی ، میانی و عملیاتی . در چارت سازمانی و ساختار واقعی سازمان های موفق این سطح بندی به طور جدی ودقیق رعایت می شود . اما آیا در سازمان های ایرانی هم اینگونه است ؟ از زبان برایان تریسی نکته قابل توجهی بیان می شود :  افراد موفق بر راه حل ها تمرکز می کنند اما افراد متوسط به فردی که مشکل را ایجاد کرده است فکر می کنند . در سازمان های ایرانی نه تنها مرز درست و دقیقی بین مدیریت عالی سازمان و مدیریت میانی و عملیاتی نداریم بلکه مدیران گاها با دخالت در اموری که به حوزه تخصص و فعالیتشان ارتباطی ندارد به دنبال کسب برتری برای خود و یا تضعیف جایگاه سایرین بر می آیند . گذشته از بررسی نکات اخلاقی و غیر اخلاقی این نوع حرکت ها ، می خواهیم به بررسی روند اقتصادی و آسیب شناسی در کسب و کار سازمان ها بپردازیم .
مدیریت در یک سازمان باید به گونه ای توام با آرامش و متانت صورت بگیرد . رفتار های هیجانی ناشی از دخالت و سرک کشیدن به امور سایر بخش ها می تواند یک مدیر را در جایگاه خودش تضعیف کند . ذهن یک انسان آن زمانی درست فکر می کند که در جایگاه درست از آن استفاده شود . سال ها پیش تجربه ای از بررسی روند مدیریت در یک شرکت تولیدی خدماتی خصوصی به دست آوردم که یقینا برای شما نیز جالب خواهد بود . نقش مدیران میانی و عملیاتی به جهت سیطره شخص مدیر عامل بر تمامی دوازده شعبه فروشگاه های شرکت ، خواسته یا ناخواسته و به طور محسوسی کم رنگ و منفعل شده ، خلاقیت در عملکرد و هوشمندی در مدیریت از سایر مدیران پایین دستی سلب شده بود . مدیر عامل از تصمیم گیری های کلان برای خرید اجناس گرفته تا چیدمان ویترین فروشگاه ها ، نوع کیفیت تولید محصولات ، رفتار پرسنل ، تمیزی یا غبار گرفتگی گوشه هایی از شیشه ها ، جای پارک برای مشتریان ، زمان برگزاری حراجی ها و درصد تخفیف  اعمال مدیریت می نمود . پر واضح است که علاوه بر عدم حصول نتیجه ، به جهت ناتوانی ذهن یک فرد برای تحلیل و آنالیز این سطح از مشکلات تاثیر مستقیم و منفی بر خلق و خوی وی می گذاشت . در این شرایط سایر مدیران میانی و عملیاتی صرفا بله قربان گو هایی شده بودند که فعالیتشان عاری از هرگونه خلاقیت و شکوفایی بود  .
باید بدانیم که مدیران موفق در درجه اول باید بتوانند به همکاران و کارمندان خود اعتماد کنند . مقدمه اعتماد به دیگران اعتماد به خودمان است . به قول جان ماکسول : اگر خود به خویشتن اعتماد ندارید، دیگران هم به شما اعتماد نخواهند کرد .  در سایه این اعتماد است که ضعف ها و کاستی های افراد رخ می نماید و در مسیر درست ، نقاط قابل بهبود عملکرد سازمانی افراد اصلاح  می گردد . اینجاست که یک مدیر می تواند بدون داشتن دغدغه هایی که دیگران باید بار تحملش را به دوش بکشند در رابطه با استراتژی های کلان سازمان خویش به درستی و بدون داشتن قفل ذهنی فکر کند و تصمیم گیری نماید . بد نیست بدانید سازمانی که مدیر آن رئیس تمام بخش ها بود ، چندین بار در حراجی ها  به دلیل عدم توانایی مدیر عامل در برآورد درست عدد ها و رقم ها در تعیین میزان تخفیف دچار  ضررهای هنگفتی شد . در صورتی که اگر انجام این کار را مدیر بخش مربوطه به درستی بر عهده می گرفت ، سازمان به جای تحمل ضرر از سود این حراجی ها برخوردار می شد .
مدیران عامل باید بدانند که نقش آنها صرفا مدیریت و رهبری یک سازمان است و نه دخالت در امور جزئی و رویداد های  خرد سازمان . به همین ترتیب مدیران میانی باید رابطی امین ، کار درست و کاردان میان مدیران عملیاتی و مدیران عالی باشند و در نهایت مدیران عملیاتی باید بر روی جزئیات تمرکز کنند . این سلسله مراتب آن هنگام که به درستی و راستی اجرا و عملیاتی شود مدیران را از مبتلا شدن به بیماری مهلک قفل ذهنی رهایی می بخشد و در نهایت سازمان را در مسیر رشد و توسعه قرار می دهد .


ثبت دیدگاه
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.



نام: *
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:*
                    __    _ 
                   / _|  (_)
 _ __ ___  __   __| |_    _ 
| '_ ` _ \ \ \ / /|  _|  | |
| | | | | | \ V / | |    | |
|_| |_| |_|  \_/  |_|    | |
                        _/ |
                       |__/ 
لطفاً عبارت نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد نمایید.
بازگشت به مقالات اصول مدیریت